بعد تو دیگه مرد نیستم اگه بخندم

پسر : ضعیفه دلمون تنگ شده بود برات اومدیم زیارتت کنیم !

دختر:باز گفتی ضعیفه ؟

پسر : خب منزل بگیم چطوره؟

دختر : واااااااای از دستِ تو !!!

پسر : باشه باشه ویکتوریا خوبه ؟

دختر : اه اصلا باهات قهرم !

پسر: باشه بابا ، تو عزیز منی خوب شد ؟ آشتی ؟

دختر : آشتی ، راستی گفتی دلت چی شده ؟؟

پسر : دلم ؟! آها از دیشب تا حالا یکم پیچ میده !

دختر : واقعا که !

پسر : خب چیه؟ نمیگم مریضم اصلا ، خوبه ؟

دختر : لووووووووووووووووووووووس !!

پسر : ای بابا ضعیفه ، اگه اینبار قهر کنی نازکش نداری ها !!!

دختر : بازم گفت این کلمه رو ...!!

پسر : خب تقصیر خودته ، میدونی اونایی رو که دوست دارم اذیت می کنم ، هی نقطه ضعف میدی دستم .

دختر : من از دسته تو چیکار کنم ؟!

پسر : دلم پیچ می خورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بودم لیلی قرن 21 من !

دختر : چه دلِ قشنگی داری تو چقد به دلت حسودیم میشه 

پسر : صفایِ وجودت خانومم

دختر : میدونی دلم تنگِ برای اون همه پیاده رویامون

برای سرک کشیدن تو مغازه کتاب فروشی و ورق زدن کتاب ها " برای بویِ کاغذ "

برای شونه به شونه باهات راه رفتنو دیدن نگاه حسرت بارِ بقیه " آخه هیچ زنی ، مردی مثلِ من نداره "

پسر : میدونم میدونم منم دلم تنگه برای دیدن آسمون تو چشمایِ تو ، برای بستنی های شاتوتی که باهم می خوردیم برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم و من مردش بودم 

دختر : یادته همیشه به من می گفتی خاتون ؟

پسر : آره یادمه ، آخه تو منو یاد دخترهای ابروکمون قجری مینداختی !

دختر : ولی من که بور بودم 

پسر : باشه فرقی نمیکنه

دختر : آخ چه روزایی بود دلم برای دستای مردونت که تو دستام گره می خورد تنگ شده مجنون من 

پسر : ...

دختر : چت شد ؟ چرا چیزی نمیگی ؟

پسر : ..

دختر : نگاه کن ببینم ...! منو نگاه کن ...

پسر : ....

دختر : الهی بمیرم چشات چرا نمناک شده ؟ الهی فدات بشم .

پسر : خدا نکنه ( هق هق گریه )

دختر : چرا گریه می کنی ؟؟

پسر : چرا نکنم ؟ ها ؟

دختر : من دوست ندارم  مردِ من گریه کنه ... جلوی این همه آدم ، بخند دیگه بخند زود باش 

پسر: وقتی دستاتو کم دارم چطور بخندم ؟ کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم ؟

دختر : اگه گریه کنی منم گریه میکنما

پسر : باشه باشه تسلیم ... ولی نمی تونم بخندم ...

دختر : آفرین حالا بگو ببینم کادو ولنتاین چی برام خریدی؟

پسر : تو که میدونی من از این لوس بازیا خوشم نمیاد ولی امسال برات کادویِ خوبی آوردم 

دختر : چی؟ زود باش آب از لب و لوچه ام آویزون شد 

پسر : ...

دختر :  باز دوباره ساکت شدی؟! 

پسر : برات کادو ( هق هق گریه ) یه دسته گلِ گلایل ، یه شیشه گلاب

یه بغضِ طولانی آوردم

عروسِ گورستان

پنج شنبه ها دیگه خیابونا بدون تو صفایی نداره

اینجا کنارِ خونه ابدیت میشینم و فاتحه می خونم

نه ! اشک و فاتحه

نه ! اشک و دلتنگی و فاتحه 

نه ! اشک و دلتنگی و فاتحه و خاطرات نه چندان دور

اما نه ... خاتون من و تو خیلی وقته که ...

آرام بخواب بانویِ کوچ کرده من ...

دیگه نگرانِ قرص های نخوردم ، لباس های اتو نکشیده ام ، صورت پف کرده ام از بیخوابی نباش

نگران خیره شدن مردم به اشکهای من نباش

 

 

 

 

بعد از تو دیگه مَرد نیستم اگه بخندم

 

 

 

 

 

 

/ 12 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماریه

خیلی قشنگ بود منم مثل فائزه گریم گرفت

bahar

فقط میتونم گریه کنم چیزی برای گفتن ندارم[گریه][گریه][ناراحت][ناراحت]

داریوش

:)) هه هه هه

پگاه

الهههههههههههههههی بمیرم

پسر

ایول

*رضوان*

آخی بمیرم.خیلی قشنگ و درد ناک بود! منم گریم گرفت[ناراحت]

mehr

[نگران][گریه]

نفس

گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد

محمد

یاسمین دیگه نمیام وبت.

تینا

گلم با تبادل لینک موافقی